تبليغاتX
منتظران ظهور منجی سبز

میلاد حضرت فاطمه (س) 85/04/25 9:44




 

اي پيامبر! ما به تو كوثر (خير فراوان) بخشيديم. پس به شكرانه اين موهبت، نماز بگذار و قرباني كن. همانا دشمن تو بي‌دودمان است.

خجسته زادروز يگانه زن آفرينش، حضرت صديقه کبری، فاطمه زهرا عليها السلام و بزرگداشت مقام زن و روز مادر گرامی باد!

  

  مادر:2 -1   

 مولودی:3-2 - 1 


.

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
روز مادر 85/04/25 9:41
..



سالروز ميلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطاي خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتاي امير مومنان و الگوي بي بديل تمام جهانيان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانويي که مهر آميزترين حکمت الهي، کوثر خاتم شد تا پايان يک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي کران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم از همه سراب ها رها شويم و از چشمه حقيقتش سيراب، با اين که کمتر کسي به کُنهِ وجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امکان دست يابي به ايشان از طريق علم و عمل به گفتار و سيره آن صديقه کبري ميسر است.

شأن و منزلت زن

زن در جاهليت پيش از اسلام، در بدترين دوران عمر خود به سر مي برد. در سرزميني که براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند. نور اسلام درخشيدن گرفت و زن را از افکار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملکوتي و افق هاي روشن نايل گردانيد. آري، زن حقيقتي است که در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است.

آنگاه که اسلام در آسمان تاريک جاهليت درخشيد، به زن عزت بخشيد. فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ريحانه معرفي کرد. زن غير از حقيقت انساني، چهره هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد که بايد آن جلوه هاي مختلف کشف و آن صورت هاي گوناگون هويدا شود تا آن گونه که هست، شناسائي و معرفي گردد.

 

حيا و عفت، اساس حفظ عزت و شخصيت

زنِ جامعه اسلامي، با آگاهي کامل از شخصيت والاي خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بُعد معنوي و مادي، و با شناخت دنيا و فرهنگ خود، بايد به پاسداري از اصيل ترين فضيلت، يعني حيا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرتش را تأمين کند. هيچ عامل معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست. ظهور فعلي اين ويژگيها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصيت انساني است. امير مومنان علي (ع) درباره اين دو صفت انساني فرموده اند: حيا، کليد هر خوبي و عفت، منشأ هر خيري است.

 

الگو در قرآن

قرآن کريم، پيامبر اسلام را الگو و انسان کاملي معرفي مي کند و در اين جهت ميان زن و مرد فرقي نيست؛ ولي خلق و خوي ويژه زنانه و احساسات لطيف و عواطف رقيق زن و مسئووليت هايي که در نظام آفرينش بر دوش او نهاده شده، ايجاب مي کند که زنان نيز، الگويي کامل و اسوه اي بي بديل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از زن انتظار مي رود و قرآن و سنت نيز آنها را تأييد مي کند، در سيره اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي تو تبلور يافته بنگرند و به او تأسي جويند. بي ترديد، زهراي مرضيه (ع) نسخه وجودي پيامبر اکرم (ع) است ولي در اين نسخه وجودي، مسائل بيشتري براي زنان تبلور يافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعي مفيدتر و آموزنده تر است.

 

الگوي زنان امت اسلامي

امت اسلامي، همواره زناني تربيت کرده که شايسته است الگوي ديگران باشند. زن مسلمانِ معاصر از اين الگوها کم ندارد؛ چرا که زناني از بستر تاريخ برخاسته اند که بشريت به وجود آنان افتخار مي کند و امت اسلامي از داشتن آنان به خود مي بالد. ولي همه اين ها بايد به يک الگوي مطلق منتهي شوند که کسي جز دخت والامهر پيامبر (ص) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام کلثومِ نام آور نيست. او کسي است که يازده امام معصوم که الگوهاي کامل همه انسان ها هستند. از نسل پاک اويند و جُز او، کسي شايسته چنين مقامي نيست. آري، اگر زهرا نبود، راه بي نشان بود و زنانِ خداجوي، سرگردان و گمراه مي ماندند.

 

مقام زن در فرهنگ وحي

زن در فرهنگ اسلامي ما، مظهر قداست و پاکي موجب خير و برکت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق العاده اي برخوردار است. هويت زن، هويت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بيايان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. اين ارزش قائل شدن براي زن، فقط در دين مبين اسلام نيست و به طور کلي در فرهنگ وحي از زن به عظمت ياد شده است. براي نمونه مي توان به داستان حضرت مريم اشاره کرد. مريم مقدس، تجلي گاه يکي از بزرگ ترين اعجازهاي آسماني معرفي مي شود و وجود عيسي (ع) يکي از تجليات کمال روحاني اين زن به شمار مي رود. مريم، با تقوا و درايت بود و لحظه اي از توجه به پروردگارش باز نمي ماند و بر اثر همين فضائل، آغوشش مهد پرورش عيساي مسيح گرديد.

 

حجاب، تدبير آفرينش

اسلام که زن را گوهر گرانبهاي هستي مي داند، حجاب را هم چون صدف، بهترين وسيله براي حفظ و ثبات شخصيت او معرفي کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و براي ترقي و سعادت او، خدمات شايان و قابل توجهي انجام داده است. حجب و حيا که از ويژگي هاي فطري زن است، تدبير نيکوي آفرينش براي حفظ مقام و موقعيت زن در برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامي، نقش سازنده خود را ايفا نموده و ثابت کردند که زن مسلمان، کالاي تبليغاتي نيست.

 

نقش زن در فرهنگ جامعه

فرهنگ جامعه که برآيند ارزش ها، انديشه ها و خواسته هاي ملت است، به ميزان وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتي گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله ايران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلي اين آفات بوده اند. در واقع زنان به جهت تأثيرگذاري عميق و گسترده اي که مي توانند در سطوح مختلف جامعه داشته باشند، به عنوان بهترين راه جهت انتقال آفات فرهنگي انتخاب مي شوند و از ويژگي هاي جسمي، عاطفي و نقش اجتماعي بانوان براي تهاجم به فرهنگ سوء استفاده مي شود. در اين زمانه حساس، اين بر عهده زنان ايراني است که به وظيفه حياتي خود در مقابل اين آفات آگاهي يافته و با پيروزي از رهنمودهاي بزرگان دين به آن عمل کنند.

 

زن و جهاد

زن صدر اسلام، با حفظ حدودي که خداوند براي او قرار داده بود، در صحنه هاي مختلف اجتماعي، سياسي و نظامي حضوري فعال داشته و به عنوان عنصري کارآمد و مفيد، در دفاع از اسلام و حکومت اسلامي نقش هاي مهمي را ايفا مي کرد. حضور زناني مانند نُسَيبه، جراحه و ام عطيه که در بسياري از غزوات و جنگ هاي پيامبر (ع) حضور داشتند و عهده دار مسئووليت امداد بودند، راه را براي زنان امت اسلامي باز کرده که در صورت نياز، مي توانند با حضور مستقيم به عنوان پرستار و همچنين شرکت غير مستقيم، مانند تشويق مردان براي رفتن به جبهه، فرستادن امکانات و کمک براي زرمندگان اسلام اقدام کنند. بيان نقش زنان در جنگهاي صدر اسلام در زمان پيامبر (ع) مي تواند راه گشاي امت در شرکت هر چه بيشتر آنان در نبرد با استکبار جهاني باشد.

 

موقيعت زن ايراني

زن ايراني در مقايسه با وضعيت زن در جهان امروز، بهترين موقعيت را در حرمت گذاري به حدود و حقوقش دارد و واقعيت هاي افتخار برانگيزي چون مشارکت هاي بي نظير سياسي و اجتماعي که همه به برکت انقلاب و  اسوه گيري از وجود گران قدر حضرت زهرا (ع) به دست آمده، به طور انکار ناپذيري مؤيد و گواه آن است. انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، حرکت زنان و نهضت مؤثر آنان را، در ميدان هاي مختلف فرهنگي، سياسي و علمي، به عنوان يکي از بهترين شاخص هاي انقلاب عظيم اسلامي اعلام داشته، و بسياري از شکوفايي جامعه را، در پرتو حرکت خردمندانه و هوشيارانه زنان جامعه اسلامي معرفي مي کند.

 

زن مربي بشريت

الفباي حقوق خانواده در اسلام، بر پايه محبت پي­ريزي شده و نقش آفرينِ هستي، زن را نقش آفرين تاريخ آفريده است. زن مربي بشريت است و کانون تربيت خانواده، بدون اين مربي شايسته، رنگ سعادت نخواهد ديد و خانه، حضور مسئوولانه و مدبرانه مادري کاردان را مي طلبد. اين نقش نمي تواند تشريفاتي يا حتي قراردادي باشد و حق تعالي در نظام زيبا و حکيمانه آفرينش زن را در چنين جايگاهي قرار داده است. زن کانون هستي و پايگاه مهر ورزي و عشق خانواده، مرکز آموزش صفا، صميميت، ايثار و عطوفت به همگان است.

 

حضور اجتماعي زنان

ترديدي نيست که حضور اجتماعي زنان و فعاليت آنها در عرصه هاي سياسي به خودي خود نه تنها ممنوع نيست، بلکه مطلوب هم است؛ مگر اين که به وظايف خانوادگي زنان لطمه زده و جنبه هاي اصيل مادري و همسري آنها را به خطر اندازد. زن مسلمان امروز، بايد خطبه ها و خطابه هاي زهرا و زينب (ع) را که در شرايط سخت روحي ايراد کرده اند، نه يک بار، بلکه بارها و بارها و بارها بخواند تا متوجه شود که الگوهاي واقعي زن مسلمان، چگونه در کنار وظايف مادري و همسري، به بيان حقايق پرداختند و راز زندگي معنوي زن را آشکار ساختند. زن مسلمان امروز، با داشتن الگوهاي برجسته اي چون زهرا و زينب بايد در مسائل سياسي و اجتماعي بي تفاوت نبوده و وظايف خويش را با پاس داشت از وظايف مادري و همسري انجام دهد.

 

زن، خانواده، جامعه

بي ترديد سعادت هر جامعه، در گرو سعادت خانواده هاي آن است. خانواده، کانون پرورش نسل آينده است و زن در خانواده، مرکز اصلي مهر و عاطفه مي باشد. کمبود عواطف در جامعه، زندگي افراد را خشک و بي روح مي کند و نسل بعد را روز به روز از سعادت فردي و اجتماعي دور مي سازد. امام خميني (ره) که با قيامش، حياتي دوباره به شخصيت زن ايراني بخشيد، در پيامي زن را به عنوان مربي صلاح و فساد يک جامعه معرفي مي فرمايد: « نقش زنان در عالم، از ويژگي هاي خاص برخوردار است. صلاح و فساد يک جامعه، از صلاح و فاسد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يکتا موجودي است که مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد که از برکاتشان يک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني کشيده شوند و مي تواند به عکس آن باشد.

 

آسيه، پيکره ايمان

نظري به تاريخ حيات زن در اعصار پيشين و جستجو در رويدادهاي گوناگوني که زن عهده دار نقش آنها بوده اين نکته را آشکار مي سازد که هرگاه زن جان و روان خويش را پاک دارد و به عوالم روحاني بگرايد و هر بار که ضمير خويش را از نگار هوس و ظاهر سازي ها بزدايد، چنان با عظمت و نيرومند مي شود که حتي ممکن است تعيين سرنوشت تاريخ ملتي، به اراده او بستگي پيدا کند.

نمونه بارز اين زنان، آسيه همسر فرعون است. آسيه در زبان قرآن به عنوان الگويي کامل در مقام عشق ورزي به ايمان خدا معرفي گرديده است. او پيشرو تمام زناني است که با دلي مالامال از نور ايمان، فکر و عقيده اي محکم و استوار دارند. آري، زن در جهان آفرينش مي تواند به گونه اي نيرومند و نافذ گردد که آسيه آن زن خداجوي بود.

 

روزهای هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر در سال جاری

چهارشنبه 5/5/84 انقلاب اسلامی، سیره فاطمی و تشخیص و منزلت زنان

پنجشنبه 6/5/84 انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و تشخیص منزلت زنان

جمعه 7/5/84 انقلاب اسلامی، مقام مادری و رسالت فاطمی

شنبه 8/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و تحکیم خانواده

یکشنبه 9/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و همبستگی ملی

دوشنبه 10/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و وظایف اجتماعی

سه شنبه 11/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم

 


نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
روز زن 85/04/25 9:40
..



سالروز ميلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطاي خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتاي امير مومنان و الگوي بي بديل تمام جهانيان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانويي که مهر آميزترين حکمت الهي، کوثر خاتم شد تا پايان يک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي کران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم از همه سراب ها رها شويم و از چشمه حقيقتش سيراب، با اين که کمتر کسي به کُنهِ وجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امکان دست يابي به ايشان از طريق علم و عمل به گفتار و سيره آن صديقه کبري ميسر است.

شأن و منزلت زن

زن در جاهليت پيش از اسلام، در بدترين دوران عمر خود به سر مي برد. در سرزميني که براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند. نور اسلام درخشيدن گرفت و زن را از افکار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملکوتي و افق هاي روشن نايل گردانيد. آري، زن حقيقتي است که در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است.

آنگاه که اسلام در آسمان تاريک جاهليت درخشيد، به زن عزت بخشيد. فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ريحانه معرفي کرد. زن غير از حقيقت انساني، چهره هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد که بايد آن جلوه هاي مختلف کشف و آن صورت هاي گوناگون هويدا شود تا آن گونه که هست، شناسائي و معرفي گردد.

 

حيا و عفت، اساس حفظ عزت و شخصيت

زنِ جامعه اسلامي، با آگاهي کامل از شخصيت والاي خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بُعد معنوي و مادي، و با شناخت دنيا و فرهنگ خود، بايد به پاسداري از اصيل ترين فضيلت، يعني حيا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرتش را تأمين کند. هيچ عامل معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست. ظهور فعلي اين ويژگيها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصيت انساني است. امير مومنان علي (ع) درباره اين دو صفت انساني فرموده اند: حيا، کليد هر خوبي و عفت، منشأ هر خيري است.

 

الگو در قرآن

قرآن کريم، پيامبر اسلام را الگو و انسان کاملي معرفي مي کند و در اين جهت ميان زن و مرد فرقي نيست؛ ولي خلق و خوي ويژه زنانه و احساسات لطيف و عواطف رقيق زن و مسئووليت هايي که در نظام آفرينش بر دوش او نهاده شده، ايجاب مي کند که زنان نيز، الگويي کامل و اسوه اي بي بديل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از زن انتظار مي رود و قرآن و سنت نيز آنها را تأييد مي کند، در سيره اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي تو تبلور يافته بنگرند و به او تأسي جويند. بي ترديد، زهراي مرضيه (ع) نسخه وجودي پيامبر اکرم (ع) است ولي در اين نسخه وجودي، مسائل بيشتري براي زنان تبلور يافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعي مفيدتر و آموزنده تر است.

 

الگوي زنان امت اسلامي

امت اسلامي، همواره زناني تربيت کرده که شايسته است الگوي ديگران باشند. زن مسلمانِ معاصر از اين الگوها کم ندارد؛ چرا که زناني از بستر تاريخ برخاسته اند که بشريت به وجود آنان افتخار مي کند و امت اسلامي از داشتن آنان به خود مي بالد. ولي همه اين ها بايد به يک الگوي مطلق منتهي شوند که کسي جز دخت والامهر پيامبر (ص) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام کلثومِ نام آور نيست. او کسي است که يازده امام معصوم که الگوهاي کامل همه انسان ها هستند. از نسل پاک اويند و جُز او، کسي شايسته چنين مقامي نيست. آري، اگر زهرا نبود، راه بي نشان بود و زنانِ خداجوي، سرگردان و گمراه مي ماندند.

 

مقام زن در فرهنگ وحي

زن در فرهنگ اسلامي ما، مظهر قداست و پاکي موجب خير و برکت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق العاده اي برخوردار است. هويت زن، هويت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بيايان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. اين ارزش قائل شدن براي زن، فقط در دين مبين اسلام نيست و به طور کلي در فرهنگ وحي از زن به عظمت ياد شده است. براي نمونه مي توان به داستان حضرت مريم اشاره کرد. مريم مقدس، تجلي گاه يکي از بزرگ ترين اعجازهاي آسماني معرفي مي شود و وجود عيسي (ع) يکي از تجليات کمال روحاني اين زن به شمار مي رود. مريم، با تقوا و درايت بود و لحظه اي از توجه به پروردگارش باز نمي ماند و بر اثر همين فضائل، آغوشش مهد پرورش عيساي مسيح گرديد.

 

حجاب، تدبير آفرينش

اسلام که زن را گوهر گرانبهاي هستي مي داند، حجاب را هم چون صدف، بهترين وسيله براي حفظ و ثبات شخصيت او معرفي کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و براي ترقي و سعادت او، خدمات شايان و قابل توجهي انجام داده است. حجب و حيا که از ويژگي هاي فطري زن است، تدبير نيکوي آفرينش براي حفظ مقام و موقعيت زن در برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامي، نقش سازنده خود را ايفا نموده و ثابت کردند که زن مسلمان، کالاي تبليغاتي نيست.

 

نقش زن در فرهنگ جامعه

فرهنگ جامعه که برآيند ارزش ها، انديشه ها و خواسته هاي ملت است، به ميزان وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتي گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله ايران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلي اين آفات بوده اند. در واقع زنان به جهت تأثيرگذاري عميق و گسترده اي که مي توانند در سطوح مختلف جامعه داشته باشند، به عنوان بهترين راه جهت انتقال آفات فرهنگي انتخاب مي شوند و از ويژگي هاي جسمي، عاطفي و نقش اجتماعي بانوان براي تهاجم به فرهنگ سوء استفاده مي شود. در اين زمانه حساس، اين بر عهده زنان ايراني است که به وظيفه حياتي خود در مقابل اين آفات آگاهي يافته و با پيروزي از رهنمودهاي بزرگان دين به آن عمل کنند.

 

زن و جهاد

زن صدر اسلام، با حفظ حدودي که خداوند براي او قرار داده بود، در صحنه هاي مختلف اجتماعي، سياسي و نظامي حضوري فعال داشته و به عنوان عنصري کارآمد و مفيد، در دفاع از اسلام و حکومت اسلامي نقش هاي مهمي را ايفا مي کرد. حضور زناني مانند نُسَيبه، جراحه و ام عطيه که در بسياري از غزوات و جنگ هاي پيامبر (ع) حضور داشتند و عهده دار مسئووليت امداد بودند، راه را براي زنان امت اسلامي باز کرده که در صورت نياز، مي توانند با حضور مستقيم به عنوان پرستار و همچنين شرکت غير مستقيم، مانند تشويق مردان براي رفتن به جبهه، فرستادن امکانات و کمک براي زرمندگان اسلام اقدام کنند. بيان نقش زنان در جنگهاي صدر اسلام در زمان پيامبر (ع) مي تواند راه گشاي امت در شرکت هر چه بيشتر آنان در نبرد با استکبار جهاني باشد.

 

موقيعت زن ايراني

زن ايراني در مقايسه با وضعيت زن در جهان امروز، بهترين موقعيت را در حرمت گذاري به حدود و حقوقش دارد و واقعيت هاي افتخار برانگيزي چون مشارکت هاي بي نظير سياسي و اجتماعي که همه به برکت انقلاب و  اسوه گيري از وجود گران قدر حضرت زهرا (ع) به دست آمده، به طور انکار ناپذيري مؤيد و گواه آن است. انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، حرکت زنان و نهضت مؤثر آنان را، در ميدان هاي مختلف فرهنگي، سياسي و علمي، به عنوان يکي از بهترين شاخص هاي انقلاب عظيم اسلامي اعلام داشته، و بسياري از شکوفايي جامعه را، در پرتو حرکت خردمندانه و هوشيارانه زنان جامعه اسلامي معرفي مي کند.

 

زن مربي بشريت

الفباي حقوق خانواده در اسلام، بر پايه محبت پي­ريزي شده و نقش آفرينِ هستي، زن را نقش آفرين تاريخ آفريده است. زن مربي بشريت است و کانون تربيت خانواده، بدون اين مربي شايسته، رنگ سعادت نخواهد ديد و خانه، حضور مسئوولانه و مدبرانه مادري کاردان را مي طلبد. اين نقش نمي تواند تشريفاتي يا حتي قراردادي باشد و حق تعالي در نظام زيبا و حکيمانه آفرينش زن را در چنين جايگاهي قرار داده است. زن کانون هستي و پايگاه مهر ورزي و عشق خانواده، مرکز آموزش صفا، صميميت، ايثار و عطوفت به همگان است.

 

حضور اجتماعي زنان

ترديدي نيست که حضور اجتماعي زنان و فعاليت آنها در عرصه هاي سياسي به خودي خود نه تنها ممنوع نيست، بلکه مطلوب هم است؛ مگر اين که به وظايف خانوادگي زنان لطمه زده و جنبه هاي اصيل مادري و همسري آنها را به خطر اندازد. زن مسلمان امروز، بايد خطبه ها و خطابه هاي زهرا و زينب (ع) را که در شرايط سخت روحي ايراد کرده اند، نه يک بار، بلکه بارها و بارها و بارها بخواند تا متوجه شود که الگوهاي واقعي زن مسلمان، چگونه در کنار وظايف مادري و همسري، به بيان حقايق پرداختند و راز زندگي معنوي زن را آشکار ساختند. زن مسلمان امروز، با داشتن الگوهاي برجسته اي چون زهرا و زينب بايد در مسائل سياسي و اجتماعي بي تفاوت نبوده و وظايف خويش را با پاس داشت از وظايف مادري و همسري انجام دهد.

 

زن، خانواده، جامعه

بي ترديد سعادت هر جامعه، در گرو سعادت خانواده هاي آن است. خانواده، کانون پرورش نسل آينده است و زن در خانواده، مرکز اصلي مهر و عاطفه مي باشد. کمبود عواطف در جامعه، زندگي افراد را خشک و بي روح مي کند و نسل بعد را روز به روز از سعادت فردي و اجتماعي دور مي سازد. امام خميني (ره) که با قيامش، حياتي دوباره به شخصيت زن ايراني بخشيد، در پيامي زن را به عنوان مربي صلاح و فساد يک جامعه معرفي مي فرمايد: « نقش زنان در عالم، از ويژگي هاي خاص برخوردار است. صلاح و فساد يک جامعه، از صلاح و فاسد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يکتا موجودي است که مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد که از برکاتشان يک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني کشيده شوند و مي تواند به عکس آن باشد.

 

آسيه، پيکره ايمان

نظري به تاريخ حيات زن در اعصار پيشين و جستجو در رويدادهاي گوناگوني که زن عهده دار نقش آنها بوده اين نکته را آشکار مي سازد که هرگاه زن جان و روان خويش را پاک دارد و به عوالم روحاني بگرايد و هر بار که ضمير خويش را از نگار هوس و ظاهر سازي ها بزدايد، چنان با عظمت و نيرومند مي شود که حتي ممکن است تعيين سرنوشت تاريخ ملتي، به اراده او بستگي پيدا کند.

نمونه بارز اين زنان، آسيه همسر فرعون است. آسيه در زبان قرآن به عنوان الگويي کامل در مقام عشق ورزي به ايمان خدا معرفي گرديده است. او پيشرو تمام زناني است که با دلي مالامال از نور ايمان، فکر و عقيده اي محکم و استوار دارند. آري، زن در جهان آفرينش مي تواند به گونه اي نيرومند و نافذ گردد که آسيه آن زن خداجوي بود.

 

روزهای هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر در سال جاری

چهارشنبه 5/5/84 انقلاب اسلامی، سیره فاطمی و تشخیص و منزلت زنان

پنجشنبه 6/5/84 انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و تشخیص منزلت زنان

جمعه 7/5/84 انقلاب اسلامی، مقام مادری و رسالت فاطمی

شنبه 8/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و تحکیم خانواده

یکشنبه 9/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و همبستگی ملی

دوشنبه 10/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و وظایف اجتماعی

سه شنبه 11/5/84 انقلاب اسلامی، زنان و جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم

 


نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
ازدواج 85/04/25 9:38
..


 

ازدواج حضرت  فاطمه (س) و حضرت علي (ع)

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

 

 پيشنهاد به علي:

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه وآله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان  مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

 

افكار خفته بيدار مي شود:

اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.

علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج  وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

 

علي (ع) به خواستگاري مي رود:

اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت وتأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).

 

توافق:

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل وعيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا  اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!

عرض كرد : آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوشزبان بوده ايد.

فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).

 

خطبه عقد:

پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟

رسول خدا پاسخ داد: آري

پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.

 

مذاكره عروسي:

علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

عرض كرد: آري يا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.

سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زينت كنيد و خوشبويش نماييد و اطاقي را برايش فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).

 

      (1)ذخائر العقبي ص 26.

      (2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبي ص 29

      (3)بحار الانوار ج 43 ص 127

      (4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132

      (5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349

      (6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7

برگرفته از كتاب بانوي نمونه اسلام تأليف ابراهيم اميني.

 


 

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
منزلت حضرت زهرا 85/04/25 9:31

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

شکوفايي غنچه نبوي

در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

 

جشن حضور:

او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.

 

تهنيت باد:

سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.

 

القاب مبارک:

گوهر دردانه نبوي و قره العين رسول را با القاب بسياري مي شناسند که هر کدام از آنها، به دليل ويژگي هاي خاص آن بزرگوار به ايشان نسبت داده شده است. در روايات اسلامي و کتاب هاي تاريخي، بيش از 104 لقب براي آن حضرت آورده اند؛ از جمله اين القاب مي توان از زهرا، کوثر، مرضيه، مبارکه، محدثه، انسيه حورا، منصوره و عالمه نام برد.

 

نور آسماني:

يکي از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معناي نور و درخشندگي است. از امام صادق (ع) پرسيدند که چرا فاطمه را زهرا ناميده اند؟ آن حضرت فرمود: زيرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد و به عبات مشغول مي شد، نور او بر اهل آسمان مي درخشيد، همان طور که ستارگان بر اهل زمين درخشيدند.

 

هديه الهي:

از ميان القاب بانوي دو سرا، کوثر لقبي است که از سوي خداوند به او و پدرش داده شد و به معناي فراواني و زيادي هر چيزي است. شيخ طبرسي در تفسير خود مي نويسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذريه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قيامت تعدادشان بيرون از شمار است. خداوند اين لقب را در جواب مشرکاني که پيامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان مي ناميدند، به پيامبر خود عطا فرموده است.

 

سلام بر تو ....

سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.

 

اولين بهشتي:

منزل گاه صالحان و شايستگان بهشت جاويدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدايتي براي سعادت ديگران شدند. اولياي الهي و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اينانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولين اين بزرگواران است که وارد بهشت مي شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولين کسي که وارد بهشت مي شود، فاطمه (س) است».

 

روح فداکاري:

اي سمبل ايثار و فداکاري، آن گاه که به محراب مي ايستي و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نياز مي نمايي و اشک سجاده ات را در بر مي گيرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ايستادن نيست، در پيشگاه يگانه ات دست بر دعا مي گشايي و ديگران را دعا مي کني و حوايج آنان را از خداوند مي طلبي و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبي (ع) که مي پرسد: مادر چرا ابتدا همسايگان را دعا مي کني؟ مي فرمايي:
«يا بني الجار ثم الدار» پسرم! اول همسايگان و سپس خودمان».

 

بهترين همسر:

حضرت زهرا (س)، نه تنها دختري مهربان و غم خوار پدر، که همسري شايسته و بهترين شريک زندگي براي علي (ع) نيز بود و از هيچ مهر و محبت و ايثاري در مورد همسر خود دريغ نمي ورزيد. هرگز از او تقاضا و درخواستي نمي کرد و آن گاه که شويش به او مي فرمود: فاطمه جان! چرا از من چيزي نمي خواهي تا برايت مهيا سازم، در جوابش مي فرمود: «علي جان! من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداري، از تو در خواست کنم.»

 

ازدواج آسماني:

جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالي نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش هاي انساني و سجاياي اخلاقي آراسته بود. بسياري از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوي خويشاوندي با رسول خدا را داشتند، ولي پيامبر به همه آنان جواب منفي مي داد و مي فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پيامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته اي از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان اي محمد! خداي فرزانه بر تو درود مي فرستد و مي گويد: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسري اميرمومنان علي (ع) در آوردم. تو نيز در زمين او را به ازدواج علي در آور».

 

بهترين مادر:

سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتيازات معنوي و سجاياي اخلاقي است، دختري غم خوار براي پدر، همسري وفادار و فداکار براي شوهر، و مادري نمونه و موفق براي فرزندانش بود. او که خود در دامان وحي تربيت شده و مربي اي چون رسول خدا داشت، به همان شيوه و روش فرزندانش را تربيت کرد و از نسل او، يازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشيدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نيکوست آن حضرت را ام الائمه يعني مادر پيشوايان بخوانند.

 

احياگر شخصيت:

اسوه زنان عالم در زماني پا به عرصه گيتي نهاد که مردم حجاز، هيچ گونه ارزش و شخصيتي براي زن قائل نبودند. او خورشيدي بود که در شب يلداي ظلمت و بي عدالتي، روح حيات را در کالبد زنان زمان خود دميد. او انسانيت، شرافت و عزت را براي مردمان به ارمغان آورد. در آن هنگام که داشتن دختر مايه ننگ و خفت و خواري بود، پدر بر دستان او بوسه مي زد و از داشتن چنين دختري، بر خود مي باليد.

 

عشق پدري:

فاطمه (ع) ميوه باغ رسالت، نور چشم پيامبر و عزيزترين و محبوب ترين فرد نزد پدر بود. فاطمه، ميوه دل و روح و روان مصطفي بود و بارها نبي اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بيازارد، مرا آزرده است.» آخرين کسي که پدر با او خداحافظي مي کرد و اولين کسي که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او مي رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات مي کرد و بارها بر دستان او بوسه مي زد و در حق او مي فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ايمان و قلب او، سرشار از يقين است.»

 

آينه تمام نماي پدر:

عايشه، يکي از همسران رسول گرامي(ص) مي گويد: «هيچ کس را نديدم که در کلام و راه و روش، شبيه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»

بوي بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدي بود که هرگاه او را مي ديد، مي فرمود: « من بوي بهشت را از وجود فاطمه استشمام مي کنم.»

 

مادر در نگاه فرزند:

امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.

 

ساده زيستي و قناعت:

ساده زيستي، زهد و قناعت از ويژگي هاي اصلي زندگاني حضرت زهرا (س) بود. او هم در خانه پدر و هم در خانه همسر، اين روش را دنبال مي کرد و آن را پيشه خود قرار داده بود. روح لطيف و بي آلايش او، از دلبستگي به دنيا و تجملات آن دو روش مي ساخت. فاطمه (س) در تمام عمر، زندگي ساده، با صفا و پر از معنويت را بر گزيد.

 

معلم نمونه:

حضرت فاطمه زهرا (س) بانوي دو سرا را « عالمه» مي نامند؛ چرا که او شاگرداني را تربيت کرده که الگوي دين اسلام و خاندان اهل بيت بوده اند. از جمله اين افراد مي توان از «فضه» خادم حضرت (ع) نام برد. او که درس آموخته سراي فاطمه (س) بود. فراوان از مکتب او آموخت. فضه، اين شاگرد نمونه، حدود بيست سال جز با کلام خدا (قرآن) سخن نگفت.

 

شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:

مقام معظم رهبري در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»

 

فدک، ميراث نبوي:

يکي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».

 

پاي درس فاطمه (س):

«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»

«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».

«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»

«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»

«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»

«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»

 

اشعار:

عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست          

                                                            گيتي عرض است و فاطمه جوهر اوست

در قدر و شرافتش همين بس که زخلق

                                                            احمد پدر است و مرتضي شوهر اوست

                                                                                                فواد کرماني

 

حروف عشق را معناست زهرا

                                                            جهان را منشأ ميناست زهرا

نمي گيرد خزان باغ علي

                                                            که رود سبز اعطيناست زهرا

                                                                                                ايوب پرندآور

 

ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد

                                                            که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد

خرما طرفه نسيمي که زانفاس خوشش

                                                            دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد

آفتابي ز شبستان رسالت بدميد

                                                            که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد

در رحمت بگشودند و سراپاي وجود

                                                            روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد

گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت

                                                            پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد

مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا

                                                            بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد

                                                                                                قاسم رسا

 


 

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
میلاد حضرت زهرا 85/04/25 9:30

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

شکوفايي غنچه نبوي

در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

 

جشن حضور:

او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.

 

تهنيت باد:

سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.

 

القاب مبارک:

گوهر دردانه نبوي و قره العين رسول را با القاب بسياري مي شناسند که هر کدام از آنها، به دليل ويژگي هاي خاص آن بزرگوار به ايشان نسبت داده شده است. در روايات اسلامي و کتاب هاي تاريخي، بيش از 104 لقب براي آن حضرت آورده اند؛ از جمله اين القاب مي توان از زهرا، کوثر، مرضيه، مبارکه، محدثه، انسيه حورا، منصوره و عالمه نام برد.

 

نور آسماني:

يکي از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معناي نور و درخشندگي است. از امام صادق (ع) پرسيدند که چرا فاطمه را زهرا ناميده اند؟ آن حضرت فرمود: زيرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد و به عبات مشغول مي شد، نور او بر اهل آسمان مي درخشيد، همان طور که ستارگان بر اهل زمين درخشيدند.

 

هديه الهي:

از ميان القاب بانوي دو سرا، کوثر لقبي است که از سوي خداوند به او و پدرش داده شد و به معناي فراواني و زيادي هر چيزي است. شيخ طبرسي در تفسير خود مي نويسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذريه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قيامت تعدادشان بيرون از شمار است. خداوند اين لقب را در جواب مشرکاني که پيامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان مي ناميدند، به پيامبر خود عطا فرموده است.

 

سلام بر تو ....

سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.

 

اولين بهشتي:

منزل گاه صالحان و شايستگان بهشت جاويدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدايتي براي سعادت ديگران شدند. اولياي الهي و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اينانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولين اين بزرگواران است که وارد بهشت مي شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولين کسي که وارد بهشت مي شود، فاطمه (س) است».

 

روح فداکاري:

اي سمبل ايثار و فداکاري، آن گاه که به محراب مي ايستي و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نياز مي نمايي و اشک سجاده ات را در بر مي گيرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ايستادن نيست، در پيشگاه يگانه ات دست بر دعا مي گشايي و ديگران را دعا مي کني و حوايج آنان را از خداوند مي طلبي و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبي (ع) که مي پرسد: مادر چرا ابتدا همسايگان را دعا مي کني؟ مي فرمايي:
«يا بني الجار ثم الدار» پسرم! اول همسايگان و سپس خودمان».

 

بهترين همسر:

حضرت زهرا (س)، نه تنها دختري مهربان و غم خوار پدر، که همسري شايسته و بهترين شريک زندگي براي علي (ع) نيز بود و از هيچ مهر و محبت و ايثاري در مورد همسر خود دريغ نمي ورزيد. هرگز از او تقاضا و درخواستي نمي کرد و آن گاه که شويش به او مي فرمود: فاطمه جان! چرا از من چيزي نمي خواهي تا برايت مهيا سازم، در جوابش مي فرمود: «علي جان! من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداري، از تو در خواست کنم.»

 

ازدواج آسماني:

جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالي نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش هاي انساني و سجاياي اخلاقي آراسته بود. بسياري از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوي خويشاوندي با رسول خدا را داشتند، ولي پيامبر به همه آنان جواب منفي مي داد و مي فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پيامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته اي از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان اي محمد! خداي فرزانه بر تو درود مي فرستد و مي گويد: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسري اميرمومنان علي (ع) در آوردم. تو نيز در زمين او را به ازدواج علي در آور».

 

بهترين مادر:

سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتيازات معنوي و سجاياي اخلاقي است، دختري غم خوار براي پدر، همسري وفادار و فداکار براي شوهر، و مادري نمونه و موفق براي فرزندانش بود. او که خود در دامان وحي تربيت شده و مربي اي چون رسول خدا داشت، به همان شيوه و روش فرزندانش را تربيت کرد و از نسل او، يازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشيدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نيکوست آن حضرت را ام الائمه يعني مادر پيشوايان بخوانند.

 

احياگر شخصيت:

اسوه زنان عالم در زماني پا به عرصه گيتي نهاد که مردم حجاز، هيچ گونه ارزش و شخصيتي براي زن قائل نبودند. او خورشيدي بود که در شب يلداي ظلمت و بي عدالتي، روح حيات را در کالبد زنان زمان خود دميد. او انسانيت، شرافت و عزت را براي مردمان به ارمغان آورد. در آن هنگام که داشتن دختر مايه ننگ و خفت و خواري بود، پدر بر دستان او بوسه مي زد و از داشتن چنين دختري، بر خود مي باليد.

 

عشق پدري:

فاطمه (ع) ميوه باغ رسالت، نور چشم پيامبر و عزيزترين و محبوب ترين فرد نزد پدر بود. فاطمه، ميوه دل و روح و روان مصطفي بود و بارها نبي اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بيازارد، مرا آزرده است.» آخرين کسي که پدر با او خداحافظي مي کرد و اولين کسي که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او مي رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات مي کرد و بارها بر دستان او بوسه مي زد و در حق او مي فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ايمان و قلب او، سرشار از يقين است.»

 

آينه تمام نماي پدر:

عايشه، يکي از همسران رسول گرامي(ص) مي گويد: «هيچ کس را نديدم که در کلام و راه و روش، شبيه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»

بوي بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدي بود که هرگاه او را مي ديد، مي فرمود: « من بوي بهشت را از وجود فاطمه استشمام مي کنم.»

 

مادر در نگاه فرزند:

امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.

 

ساده زيستي و قناعت:

ساده زيستي، زهد و قناعت از ويژگي هاي اصلي زندگاني حضرت زهرا (س) بود. او هم در خانه پدر و هم در خانه همسر، اين روش را دنبال مي کرد و آن را پيشه خود قرار داده بود. روح لطيف و بي آلايش او، از دلبستگي به دنيا و تجملات آن دو روش مي ساخت. فاطمه (س) در تمام عمر، زندگي ساده، با صفا و پر از معنويت را بر گزيد.

 

معلم نمونه:

حضرت فاطمه زهرا (س) بانوي دو سرا را « عالمه» مي نامند؛ چرا که او شاگرداني را تربيت کرده که الگوي دين اسلام و خاندان اهل بيت بوده اند. از جمله اين افراد مي توان از «فضه» خادم حضرت (ع) نام برد. او که درس آموخته سراي فاطمه (س) بود. فراوان از مکتب او آموخت. فضه، اين شاگرد نمونه، حدود بيست سال جز با کلام خدا (قرآن) سخن نگفت.

 

شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:

مقام معظم رهبري در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»

 

فدک، ميراث نبوي:

يکي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».

 

پاي درس فاطمه (س):

«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»

«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».

«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»

«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»

«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»

«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»

 

اشعار:

عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست          

                                                            گيتي عرض است و فاطمه جوهر اوست

در قدر و شرافتش همين بس که زخلق

                                                            احمد پدر است و مرتضي شوهر اوست

                                                                                                فواد کرماني

 

حروف عشق را معناست زهرا

                                                            جهان را منشأ ميناست زهرا

نمي گيرد خزان باغ علي

                                                            که رود سبز اعطيناست زهرا

                                                                                                ايوب پرندآور

 

ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد

                                                            که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد

خرما طرفه نسيمي که زانفاس خوشش

                                                            دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد

آفتابي ز شبستان رسالت بدميد

                                                            که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد

در رحمت بگشودند و سراپاي وجود

                                                            روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد

گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت

                                                            پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد

مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا

                                                            بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد

                                                                                                قاسم رسا

 


 

Valid HTML 4.01!

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
شب هفتم 85/04/22 11:22
مراسم شب هفت مداح اهل بیت : سید جواد ذاکر طباطبائی
۲۱ تير ۱۳۸۵

در آتش عشق زینبی چنان سوختی که به معراج عرش ام المصائب رسیدی. و ما جسم نازنینت را درحالی به خاک سپردیم که هنوز باورمان نمی شود صدای روح نوازت را در تلاطم عزای سید الشهدا (ع) نمی شنویم. یادمان هست که سیلاب جماعت عاشق چگونه تو را تا سفینه النجات حسین (ع) بردند و ما انگشت گَزیدیم و به حالت بازم هم غبطه خوردیم. ای عزیز هفت روز از هجرانت گذشت، هفت روز بی تو، هفت روز که خاک بستر جسمت و قرب حسینی (ع) جایگاه روحت. وما می خواهیم دوباره در سوگت گرد هم آئیم و یاد اربابت حسین (ع) را زنده کنیم.

Image hosting by TinyPic

مکان: قم ، خیابان معلم ، فلکه شاه احمد قاسم ، مسجد حضرت خدیجه (س)

پنج شنبه 22 تیرماه بعد از  نماز مغرب و عشاء

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
تشییع جنازه مداح دلسوخته (سید جواد ذاکر) 85/04/18 10:30
تشییع جنازه مداح دلسوخته سید جواد ذاکر طباطبایی
۱۷ تير ۱۳۸۵

Imageمراسم تشییع پیکر مداح اهل بیت (ع)  سید جواد ذاکر صبح روز شنبه 17 / 4 / 1385  از مسجد امام حسن عسگری (ع) به سمت حرم مطهر بی بی فاطمه معصومه (س) با حضور جمع کثیری ازعاشقان اهل بیت برگزار شد و پیکر آن مرحوم در قبرستان نو قم به خاک سپرده شد.

مداحان اهل بیت (ع) حاج عبدالرضا هلالی ، کربلایی حسین سیب سرخی ، حاج مهدی اکبری ، کربلایی حمید علیمی ، حاج علی شریف ، حاج مهدی مختاری ، اسلام میرزایی ، ابراهیم رحیمی و سعید قانع در تشییع جنازه حضور داشتند و با صدای خود حال و هوای عاشورایی به وجود آوردند.

فیلم این مراسم نیز به زودی بر روی سایت ذاکرین قرار می گیرد.

< گزارش کامل تصویری سایت ذاکرین از تشییع جنازه مداح اهل بیت سید جواد ذاکر >

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
85/04/17 12:18
سید جواد ذاکر در گذشت
   
۱۶ تير ۱۳۸۵

Imageمداح دل سوخته اهل بیت (ع) سید محمد جواد ذاکر طباطبایی به لقاء الله پیوست.

این مداح بعد از مبارزه با بیماری سرطان ( در حالت کما ) نیمه شب جمعه مصادف با ۱۶/ 4 / 1385 در بیمارستان میلاد تهران دار فانی را وداع گفت.

زمان تشییع : شنبه 17 / 4 / 1385 ساعت 9 صبح

مکان : قم - چهار راه بازار - مسجد امام حسن عسگری (ع)

از طرف هیئت شیفتگان حضرت رقیه (س) - هیئت لواء الزینب (س) - موسسه ساقی کوثر

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
غزل عشق1 85/04/12 14:23

امشب هوس کردم برايت چيز بنويسم
با سينه‌ای از خون دل لب‌ريز بنويسم
شايد تو از من انتظاری سبزتر داری
امّا فقط خوش دارم از پاييز بنويسم
می‌خواهم از بی‌مصرفی، تکرار، خودرويی
از بوته‌های هرزه‌ی جاليز بنويسم
تاريک گفتن پيش‌ازاين‌ها مستحبّی بود
اين‌بار واجب شد که يأس‌انگيز بنويسم
شايد بدانی لحظه‌های سرخ يعنی چه؟
تصميم دارم از شقايق نيز بنويسم
بايد فقط محض رضای خاطر فرهاد
از يک عدد شيرين بی‌پرويز بنويسم
فردا چه خواهم کرد؟ باور کن نمی‌دانم
امشب که می‌خواهم برايت چيز بنويسم

 

4445_ سيد ابراهيم  يکشنبه 28 خرداد 1385از قم

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
دلنوشته 16 85/04/04 19:4
بسمه تعالى

اى آرزوى دلهاى بى قرار! كاش بيايى و فلسفه زيباى رويش را براى نيلوفران باغچه تفسير كنى، كاش بيايى و با فرياد حسينوار ما را ازكنار خانه عشق بخوانى، كاش بيايى و با نگاه آسمانيت ما را به خودتان برگردانى و ما از بركت نگاهت جاودان شويم.

كاش بيايى و با دستان سبزت روح ترك خورده ما را از كوير عصيان به آسمان نيايش ببرى و در درياى معانى غسل دهى و شفا بخش دل بيمارمان باشى، كاش بيايى و ما را بر مصاحبت پونه ها در ضيافت نهرها ببرى.

اى نهيب فروزان عشق در خيمه مجلل انتظار! تو اهل ولايت ياسينى، تو فرزند خلف فاطمه اى، كاش بيايى و دلهاى عاشق ما را به زيارت ياس ببرى، كاش بيايى و ببينى كه چگونه جلادان ستاره، نرگس ها و اقاقى ها را به مرگ سرخ مى كشانند و چشم هاى منتظر حقيقت را در تاريكى دهشتبار تنهايى به اسارت مى كشند، كاش بيايى و مارا به سوى ناشناخته ترين نواحى ادراك ببرى.

سالهاست كههر پدرى براى فرزندش حكايت تو را مى گويد، حكايت مردى از تبار روشنايى و نور، از تبار يس و طه، از تبار ياس و خورشيد، مردى كه خواهد آمد و بهار را براى تمام انسان ها به ارمغان خواهد آورد مردى كه مى آيد و جامعه رؤيايى بدون فقير وغنى، ظالم و مظلوم و كاخ و كرخ را به پرده حقيقت مى كشد، او ستاره طلايى عدالت را در دروازه تمام شهرها مى افروزد و داد همه آلاله هاى خونين را از گردبادهاى تباهى مى گيرد. مى آيد و انتقام تمام تشنگان تاريخ را از سدهاى حماقت و نادانى مى گيرد. او مى آيد رداى محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) بر تن، شمشير على(عليه السلام) و بيرق حسين(عليه السلام) در دست، او مى آيد و قرآن را چون على(عليه السلام) تفسير مى كند.

روزى كه او بيايد، بهار خواهد آمد، بغض آسمان سرباز خواهد كرد، روح آسمانى در مقابل جسم زمينى عصيان خواهد كرد، تمدّن ها خواهند روئيد، افسانه ها رنگ واقعيت خواهند گرفت، اشك ها در بلور وصال تبخير خواهند شد، آه ها رنگ آئينه خواهد گرفت، يخهاى روحمان ذوب خواهد شد، درد شقايق ها تسكين خواهد يافت.

مهدى(عليه السلام) خواهد آمد وب راى هر كداممان يك پيراهن تقوى به ارمغان خواهد آورد. آن روز روز شكوفايى همه عشق و نابودى تمام كفر است.

نام: سميه خداورديان، دانش آموز پيش دانشگاهى معلم، منطقه 3.

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
دلنوشته 15 85/04/03 10:57

اشكهاى جارى

 

بسمه تعالى

آقا جونم خالصانه ترين سلام هايم را به تو نازنين تقديم مى دارم به اميد آن كه جوابش را با گوش جانم بشنوم.

آقا جون! يادمه روزى كه قرار بود ره سپار ديار محبوب منتظران شوم از شوق سر از پا نمى شناختم امّا وقتى به ميعادگاه اومدم هاله اى از دلتنگى اقليم وجودم را فرا گرفت.

مى پرسى دلتنگى چرا؟

ميدونى آقا جونم وقتى قدم توى محوطه جمكران گذاشتم ندايى غريب مرا نهيب زد كه چرا اين همه راه آمدى؟ بى خود معطلى، او سراغ از شما بهترينها مى رود و خودش را به تو نشان نمى دهد.

يه دفعه دلم شكست با همون دل شكسته رفتم در مسجد ميدونى آقا جونم، وقتى در ميان چهارچوب درب قرار گرفتم بغضى را كه مدتها در گلو خفه ساخته بودم شكست و اشكهايم جارى شد با لابه صدات زدم و گفتم آقا جون رسمه وقتى كسى مهمونى ميره، صاحبخانه مى آيد و مهمان را به داخل خانه تعارف مى كند من هم تا تعارفم نكنى به داخل خانه نمى آيم بدنبال اين سخن گريه ام شدت گرفت ديگه خجالت نمى كشيدم فريادم را بلند كردم صدات زدم دلم مثل يه مرغ نيم بسمل دست و پا مى زد و هيچ چيز جز دم مسيحايى تو نمى توانست آرامَش كند آخر براى من خيلى دردناكه امام حاضرى داشته باشم امّا نتونسته باشم باهاش حرف بزنم آخه تا كى بايد بجاى وجود مباركت به در و ديوار بوسه زد آخه تو كه زنده اى، تو كه حاضرى، توى اين فكرها بودم كه يك دفعه احساس كردم وجودم سرشار از وجودى بى نهايت شده  احساس سبكى مى كردم احساس كردم دستى مهربان اشكهايم را از گونه هايم سترد، آرامشى رويايى بر وجودم غالب گشت با آرامش كامل وارد مسجد شدم چنان حال خوشى داشتم كه حاضر نبودم آن را با هيچ چيز عوض كنم. به جاى چنگ زدن به ديوار و بوسيدن آن، در گوشه اى نشستم. آرى خوب به خاطر دارم آن روز را، آن روز كه به هوايت هواى دلم گرفته بود آن روز كه پاى اسب طلبم در طلبت سنگ گشته بود آن روز كه از تو خواستم تا نشانه اى از خود به من بدهى و تو آيينه ام گشتى و من در آن آيينه چشمان خود را ديدم و در چشمان خود تو را كه بر مسند فرمانروايى تكيه زده بودى ديدم آرى آن روز من وجود تو را در كنار خودم احساس كردم و با تو به نجواى عاشقانه نشستم.

عمرى است كه چشم به راه توأم***درحسرت يك نگاه توأم

عمرى است كه بر سجده گاه نياز***خواهم ظهورت از يار بى انباز



ن. بهادرى، خوزستان، انديمشك.

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |
دلنوشته 14 85/04/01 14:50

آرزوى شهادت

 

السلام عليك يا صاحب الزمان يا بقية اللّه روحى فداك

مولايم چه بنويسم و چه بگويم؟ كه تو از قلب من با خبرى، خدا مى داند چقدر دوستت دارم، و چقدر مى خواهم كه تو باشى و به من دين را بياموزى.

آقا اگر يك بار چشمانم به جمال رويت روشن مى شد براى هميشه چشمانم پاك مى شد.

آقا جان! كاش روزى سرباز تو مى شدم و فداى خال لبت مى شدم تا هنگام شهادت سر بر دامن تو داشتم و مثل حُر كه روى زانوى امام حسين(عليه السلام) به لقاء ا... پيوست من نيز در دامن شما وقتى مى فرموديد فرزندم از تو راضى شدم چشم از جهان فرو مى بستم و به ديدار خدا مى شتافتم. چه مى شد در خيمه تو رشد مى كردم و لايق شهادت مى شدم؟

من آرزويم اين است و از تو مى خواهم مرا به آرزويم برسانى.

به اميد آن روز منتظر خواهم ماند، اى عزيز زهرا(عليها السلام).



ز. يزدانى، سن: 17 سال، تهران.

نوشته شده توسط منتظر (محسن) | موضوع: | لينک ثابت |